در حال بارگذاری ...
  • نقدی بر نمایش«الست»

    هنرهای نمایشی در بستر اپیک (روایی) برای مخاطب،گاهی با طرحهای از پیش فرض شده همراه است و این چشم اسفندیار هنرهای نمایشی است.

    محمود رئیسی؛ یعنی قبل از اینکه کارگردان یک اثر نمایشی بخواهد روایت یک کنش را برای مخاطب خود بیان کند به دلیل نوع ساختار روایی آن گاهی مخاطب پیش از کارگردان به تصویر روایت ارائه شده او در اثر ، در ذهن خود می رسد.
    از این رو گاهی هنرمندان تئاتر همواره کوشش می کنند برای فرار از دچار شدن به خط روایی تخت به فرم های نمایشی روی آوردند اما سختی اجرا در فرم گاهی باعث می شود کمتر کارگردانی زیر بار این اجراها برود.
    تئاتر در بستر فرم همواره نیازمند مخاطبانی است که با شکلی تازه از تئاتر جهان آشنایی حداقلی داشته باشند.
    اما این نمایش ها گاهی آنقدر دچار فرم زدگی می شود که خط روایی در آن گم است یا برخی از کارگردانان آنقدر بین فرم و روایت محتاطانه حرکت می کنند که فرم به ناچار در بافت ساختار استحاله می شود.
    زبان تئاتر در این بین مهمترین کارکرد را برای تولید یک اثر فرمیک دارد و اگر زبان در این گونه ژانرها دچار خدشه شود، فرم شکست می خورد و به دلیل غیر روایی بودن تئاتر، نجات آن برای فهم عمومی بسیار مشکل می شود.
    در چهارمحال و بختیاری امسال در جشنواره استانی تئاتر یک اتفاق خوب رخ داد و مهدی حسام الذاکرین اثر شب سهراب کشان، تئاتر فرمیک را به مخاطبان این هنر عرضه کرد و نخستین گام را در استان برای اجرای این گونه از تئاتر برداشت.
    این کارگردان در آذرماه امسال نیز با همکاری فاطمه نظیفی تئاتر پخت تری نسبت به اثر قبلی خود با نام ' الست ' را به روی صحنه برود که در این اثر موفقیت هایی را نیز بدست آورد.
    تئاتر الست در اصل بیان یک حرکت الگویی در محیط تکوینی عرفان از هبوط انسان است همان انسانی که با خوردن میوه ممنوعه دچار وسوسه ابلیس می شود که در نهایت در مقابله با نیروی شر این نیروی خیر است که به پیروزی می رسد
    طراحی فرم در این اثر یک طراحی سانترال است، طراحی مشکل که کوچک ترین اشتباه برابر با از دست رفتن شکل اجراست.
    نگاه سانترالیسم به اجرا فرم در این اثر به گونه ای است که تمرکز بر روی بازی های تنها در یک فرمت فرمی قابل پذیرش است تا این تمرکززایی در نهایت به پرداخت بیان فرمیک هبوط می انجامد.
    کارگردان در همان ابتدا با قرار دادن ماسک بر روی صورت بازیگران این نمایش به مخاطب خود اعلام کند که این انسان به ماهوی انسان جوهره و شکلی از انسان شناسنامه دار است و درباره آن انسان یک تحکم موضوعی وجود دارد، پس تاویلی برای کاراکترها نمی تواند وجود داشته باشد.
    این تحکم بدون شک دست کارگردان را برای قصه پردازی می بند و کارگردان به ناچار مجبور است برای فهم عمومی مخاطب، فرم را تا آستانه روایی شکل بدهد.
    آنچه در نمایش الست که یکی از قابل بحث ترین تئاترهای سالهای اخیر در چهارمحال و بختیاری است، زبان اجرا یا زبان نمایشی آن است که موتیف های این نمایش را موسیقی و تک ابزارها احاطه کرده اند
    یکی از این تک ابزارها سیماچه یا ماسک است که کارگردان این ماسک را به مثابه نشانه های تاویل پذیر در بافت زبانی نمایش به کار گرفته است.
    ریخت شناسی این اثر نمایشی نشان می دهد که کارکرد این ماسک تشبه تاریخی از ' توتم ' قبیله ای دارد اما کارگردان با یک هوشمندی، بلافاصله این نظریه را کنار می زند و با آوردن یک ماسک قرمز بر روی صورت ابلیس نشان می دهد که ماسک صورت تضاد خاکی و عرفانی کاراکترهاست.
    زبان اجرا و - نه نوشتاری -نمایش الست دارای فاصله گذاری های است که پس از ظفرمندی انسان یا نیروی خیر بر شر با آیین حماسی چوب بازی به خوبی هویت انتقال مفهوم را بیان می کنند،
    اتفاقی که کمتر در تئاترهای روایی می افتد.
    استفاده از موسیقی به عنوان پایه و اساس شکل دهی فرم نیز در این اثر می توانست یک انتخاب مطلوب قلمداد می شد اما در نوع سازبندی و ترکیب های صدا گاهی سازها اجرا و زبان اجرا را تحت تاثیر خود قرار می دهند.
    در این اثر اگر ساز ویلن را کارگردان به روی صحنه نمی آورد بدون شک موسیقی به مثابه نشانه ها اثر کارکردی خود را از دست می داد و به عنوان یک عنصر بیرون تنها برای حفظ ریتم های اجرا تلقی می شد اما این ویلن به عنوان نشانه زایش و عشق عرفانی نقطه ثقل کار می شود
    در این اثر زبان اجرا اگر چه الگوواره ای از آثار رمانتیک ایتالیایی را در خود نهفته دارد اما این فرم به دلیل سانترال بودن اجرا کار را به اپراهای امروزین نزدیک کرده است
    در نمایش الست، زبانی ساختار نیز به گونه شاعرانه دلالت های شکلی اسطوره واره ها را بیان می کند در حالی که هرگز این دلالت های تصویری نمی توانست در یک اثر روایی بروز و ظهور کند
    در این اثر اگر موسیقی می توانست در سازبندی ها و شکل بخشی به اجرا کمک بیشتری کند یا بازیگران منعطف تری انتخاب می شد بدون شک این اثر نمایشی، قدرت بالاتری برای بروز ایده های فرمیک پیدا می کرد.
    نمایش کارگاهی 'الست ' به کارگردانی مهدی حسام الذاکرین و فاطمه نظیفی در مجتمع فرهنگی هنری غدیر شهرکرد به روی صحنه رفت.
    بیان این نمایش همان قصه جهانی آفرینش انسان و هبوط و جدال خیر و شر است، البته جهت گیری ما بر اساس روایات و تفاسیر اسلامی از جمله تفسیر خواجه عبدالله انصاری و تفسیر تبیان و قصص الانبیاء است.
    به گزارش تئاتر چهارمحال و بختیاری،در این اثر نمایشی پگاه فرج زاده، پگاه بلالی پور، حدیث صفاریان، زهرا صفری، زهرا رئیسی، صبا آل مومن، سمانه بخشیان، ستاره موسوی، سروش حبیبیان، شیرین مختارپور، فائزه نظیفی، مائده سرداری، محسن قاسمی، مسعود زیلابی، نوید جعفر زاده، نرجس کاظمی و وحید حبیبی بابادی ایفای نقش کردند.
    طراح حرکت و طراحی لباس این اثر را سید مهدی حسام الذاکرین انجام داده و فاطمه نظیفی، سینا میری، سینا ذالفقاری، محمد اطهری، مجتبی نورانی و وحید خدابنده نیز گروه موسیقی این نمایش بودند.

     




    نظرات کاربران